مير سيد شريف راقم سمرقندى

56

تاريخ راقم ( فارسى )

كه به پنجه گيراى وقت صيد معنى را به آسانى زير دست خويش مىگردانيده و يا چون صيادان شكارى در وادى بىانتهاى تحصيل علوم وحشى مطلب به كمند ايمايى حاصل مىكردند . در اين فرصت كه تاريخ هزار و صد و هشت هجريست از آن عنقاشكاران بحر نامى بين الانام باقى نمانده . الوقت از طلبهء كه سواكن بيوت‌اند غير از جغد ويرانه طلب در رواق آشيانه‌اش كسى ساكن و متوطن نيست و از بزرگان مدرّس نشانى غير از چهار گنبد عالى كه آنها سر خالى مىجنبانند نشانى نمىباشد . در تاريخ اثنى و ثلاثين و ثمان مئه در سمرقند رصدى بست . گويند اول شروع كه در عمارت رصد كرد بامداد علماى مرحومى قاضىزاده رومى و جامع كلمات انسانى مولانا معين الدّين كاشانى و مولانا صلاح الدّين موسوى و مولانا على قوشجى شارح تجريد و مولاناى عالم و جندى عمل مىنمودند و در اثناى عمل كوكب حيات هر يك چون بدر منير در پردهء خسوف ماند . ثانى الحال سلطنت پناهى و عالم به علم هيأت كماهى به اتفاق عالم محقق و مولاناى مدقّق على قوشجى به اتمام رسانيده‌اند و اين رصد آخر است و بعد ازين گويند كسى را توفيق رصد نخواهد شد . در تاريخ احدى و اربعين و ثمان مئه وضع ارقام زيج كرد امّا زمانى كه روزنامهء حياتش به آخر رسيد و اختر طالعش از اوج استقامت به جانب هبوط رجعت نمود در تاريخ 853 در هشتم ماه شريف رمضان قهرمان قضا به دست يارى عباس كه يكى از امراى ناسپاس عبد اللطيف ابن الغ بيك ميرزا بوده گل سورى شهادت بر سر ميرزا زد . تاريخ الغ بيك بحر علوم و حكم * كه دين نبى را ازو بود پشت ز عباس شهد شهادت چشيد * وزان گشت تاريخ « عباس كشت » ديگرى چنين گفته : هرگاه از اسم الغ بيك دو اسقاط كرده شود به قرينه نماند كه آداب اسقاط است . تاريخ هشتصد و پنجاه و سه به حصول مىپيوندد . ديگرى چنين گفته : تاريخ سلطان فلك قدر الغ بيك سعيد * در هشتم ماه رمضان گشت شهيد آن شب كه شهيد شد قيامت برخاست * تاريخ همين ، « شب قيامت » گرديد الغ بيك ميرزا را دو پسر بوده ، سلطان عبد الطيف و سلطان عبد العزيز . از روى مهربانى و اعزاز كه در حق عبد العزيز داشت فرزند مهتر عبد اللطيف به واسطهء بىلطفى پدر شيطان